30/06/2025
🥁🎤 نقالی تاریخی جشن تیرگان 🎤🥁
ای یلان، ای مهربانان، گرد آیید که سخن از جشنِ کهنِ ایرانزمین بگویم!
سخن از جشنی که نسیم خنکش، دلها را تازه میکرد؛
آری، سخن از تیرگان است، جشن آب و باران، جشن سپیدار و امید!
بشنوید، بشنوید!
در آن روزگار کهن، زمانی که آتش مقدس در آتشکدهها میسوخت و فروهرها در آسمان میرقصیدند، مردمان پاکدل ایرانزمین، به شکرانهی باران و برای دوری از خشکسالی، جشنی بزرگ برپا میکردند.
هر کوچه و هر میدان، پر میشد از آواز دف و نغمهی چنگ.
زنان با جامههای به رنگ یاقوت و فیروزه، کوزهها را از آب پر میکردند.
آب، این مایهی حیات، این قطرات زندگی، از دستهای مهربانشان جاری میشد، بر سر و صورت یاران، تا همه از غم شسته شوند، تا دلها آشتی کند، تا کینهها در سیلاب محبت شسته شود.
در پسزمینه، شهریاران با تاجهای زرین، در اوج شکوه و بزرگی، بر تخت نشسته، به رقص مردم مینگریستند. پرچمها در باد میرقصیدند، نشان فروهر، نشانی از پیروزی روشنایی بر تاریکی.
همه میدانستند که این جشن، فقط بازی آب نبود، که یادآور داستان آرش کمانگیر بود؛ آن پهلوانی که جان خویش را بر سر مرز و میهن گذاشت، تیر را به دورترین نقطه انداخت تا مرز ایران را نگاه دارد.
و چه خوش گفتند:
«تیر از کمان رها شد، دلها از غم رها شد، زمین از عطش رها شد، و ایران از دشمن رها شد!»
ای یلان!
تیرگان یعنی زایش دوباره، یعنی بوسهی باران بر پیشانی خاک، یعنی همبستگی و مهربانی.
پس هر سال، با شادمانی، کوزهها را پر کنید و با دل خوش، آب بر یکدیگر بپاشید، که هر قطرهی آب، قطرهای از عشق ایزدیست…